مسافرت شمال و پیشرفتهای گل پسر
سلام قلب مامی ![]()
اولین مسافرت شمال رو در حالی شروع کردی که مریض بودی و دندون ششمی داشت در میومد پس اول باید بهت بابت مروارید ششمی تبریک بگم ملوسکم
جونم برات بگه دریا رو خیلی دوست داشتی و همش می گفتی آبه آبه و به دریا اشاره میکردی که ببریمت دریا و کلی آب بازی میکردی و کیف می کردی .
تو مسافرت کلی پیشرفت داشتی گل قشنگم که عبارتند از :
هلو دادن : وقتی بهت می گفتیم هلو بده سریع سرتو می بردی بالا تا ما گردن سفیدتو ببوسیم و من همیشه برات می خوندم من از تو هلو میخوام بوس زیر گلو میخوام و تو ذوق میکردی .
شناخت بیشتر اعضای بدنت مثل زبون ، مو ، گوش ، چشم ، بینی ، دندون ، جی جی ، ناف ، دست ، پا
چشمک زدن یاد گرفتی در حد لالیگا و با دو تا چشمت چشمک می زنی قربونت برم عزیزم
وقتی بهت میگم هاپو چی میگه ؟ میگی : هاپ هاپ
وقتی بهت میگم گاوه چی میگه ؟ میگی : ماااااااااااا
دستت رو میذاری رو چشات و الکی گریه میکنی که دل ما رو بسوزونی .
عکس من و بابایی رو که می بینی میگی : ماما بابا
پسر حرف گوش کن و آقایی هستی و وقتی میگم فلان چیزو بده یا فلان چیزو بیار به حرفم گوش میدی.
تو پهن کردن سفره کمکم میکنی .
خیلی شیطونی و خونه رو بهم می ریزی و وقتی دعوات میکنم فکر میکنی باهت بازی میکنم واسه همین می خندی .
خیلی بی پروایی و کارای خطرناک میکنی رو میزها راه میری ، دست به وسایل داغ میزنی و ....
کنجکاوی و دنبال سوسکها میکنی که ببینی کجا میرن بعضی اوقات هم میخوای بگیریشون .
تازگیا خیلی کم به جی جی علاقه نشون میدی و غذا رو بیشتر ترجیح میدی .
راستی رفتیم شمال پوست سفیدت برنزه شده عزیزم


عزیز دل مامی دوستت دارم یه دنیا قدر تموم گلها ![]()
ماچ رو لپای نازت آخ که چه می چسبه ![]()


مسافرت شمال و پیشرفتهای گل پسر
